آدمها رو عشقشون پا میزارن
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم*روزی سراغ من آیی که نیستم
قالب وبلاگ
آن کس که می گفت: دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده

باشد رهگذری بود    که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش

برگها آوازی بود      

که من گمان می کردم می گوید
:    

دوستت دارم
              

[ پنج‌شنبه 1 فروردین 1387 ] [ 19:45 ] [ علی فلاح ] [ نظرات (13) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 183750