X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بهترین بهترین من
نام تو اگرچه بهترین سرود زندگی است...
قالب وبلاگ

در التهاب روزها تو را به یاد می آورم

تنها یک شب در حافظه ام مهتابی ست

شبی که انگشتان تو، ماه را به نشانه گرفته است

بالای هر دستی، دست های من است

که سالهاست

دراز به دراز راه ها، به پاهایت نمی رسد

به کدامین دیدار دلخوش کنم؟

و به کدامین گفته ها؟

وقتی، دیداری

ندیدنت را

و حرفی

نگفتنت را نصیبم می کند!

کجاست لحظه ای که بوی تو را ندهد؟

می گریزم به تنهایی

از تنهایی نیز

می گریزم از تمام آدم هایی که تو را به یادم می آورند

از گل هایی که زبان مرا نمی فهمند

و قاصدک هایی که لجبازی می کنند در انتظار بلندِ من

چگونه از تو نگویم؟

و چرا از تو بگویم؟

که تنها یک چیز ناگزیرم می کند از تمامِ چیزها

که هستم، چون تو را دوست دارم

و باید از تو بگریزم

چرا که جاذبه ی تو مدام زیر پاهایم را خالی کرده است

تا دوباره به یادت بیاورم، باید فراموشت کنم

چون پرستویی که هوای آشیانه اش تنگ است

برهنگی این پاییز، مرا به گریه می اندازد.....

[ دوشنبه 20 تیر 1390 ] [ 13:20 ] [ علی فلاح ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 180807